ثمره عشق ماماني و بابايي اميررضاثمره عشق ماماني و بابايي اميررضا، تا این لحظه: 14 سال و 9 ماه و 24 روز سن داره

مسافركوچولو هديه اي از بهشت

روزهای بهاری

ابجی جاااااااان پر شب جمعه نشون دخمل عمو (معروف به آجی جان) بود. ما هم رفتیم و کلی خوردیم و کف زدیم و ..... به من خیلی خیلی خوش گدشت، نشون به این نشون که تو این نشون کلی بازی کردم و چون هنوز از همه کوچیکترم منو تحویل میگیرن و همه یه جوری میخوان ثابت کنن من اونارو بیشتر دوست دارم ... .. آجی دخمل عمو فاطی که عکسشو آوردم خیلی با حال و مهربون اینقدر منو فشار عاطفی داده که الان  دو روز که رفته تهرون بدنم درد.....کلی با هم تو حیاطمون بازی کردیم.  جنگل بابایی  عاشق رفتن به کوه و جنگله ولی مامانی ....بالاخره جمعه یه سری رفتیم جنگل و من وقتی زیبایی ها رو دیدم حق رو به بابایی دادم ... ...
14 ارديبهشت 1392

شانزدهمین ماهگرد

سلام به همه دوستهای خوبم  همه تون خوبید ،دلم واسه تک تک دوستای گل وبلاگیم تنگ شده  متاسفانه بابایی و مامانی  در مورد اپ کردن وبلاگم کم لطفی میکنن.با کلی اصرار تونستم بهشون بفهمونم به فکر وبلاگ منم باشن چند اتفاق مهم و تقریبا ناخوشایندوی این ماه برام اتفاق افتاد یه روز که بابایی توی حیاط مشغول کاشتن سبزی و خیار و ... بود منم با فرغون و بیل و شلنگ اب به بابام کمک میکردم   بعد از اتمام کار بابایی شیر اب رو باز کرد غافل از این که شلنگ اب توی دهن منه و... نفس من یه هویی قطع شد و .... بابایی منو از پاهام اویزون کرد و چند تا ضربه محکم به پشتم زد خدابهم کمک کرد اب وارد ریه نشد. این روزها جیغ های بلند و...
4 ارديبهشت 1392

افرا تخته و کوه ابر

معرفی جاذبه های شهرمن افرا تخته بام شهرستان علی آباد کتول هست. روستای ییلاقی، زیبا که دارای جاذبه های بی نظیری چون وجود توده های بکر درختان سرخدار که در جهان کمیاب است. وجود چشمه سارهای دائم و فصلی و ..... در عکس ذیل توده ابری که می بینید مربوط به روستای ابر (شهرستان شاهرود) هست که در طول سال آسمان ابری دارد.   ...
16 فروردين 1392

سیزده بدر

پایان تعطیلات دوستای خوبم سلام. گلهای خندونم سلام. دومین عید نوروز هم به سلامتی تموم شد.البته من 10 روزش رو مریض بودم. 3 روز تب داشتم. 4 روز عفونت چشمی و 3 روز هم سرمای شدید. ولی در کل خوش گذشت چون هم عیدی جمع کردم و هم یه سیزده بدر با حالی رفتم. دلم واسطون تنگ شده بود......   ...
16 فروردين 1392

دومین بهار

عید 92 دوستان سلام عیدتون مبارک. همیشه سلامت باشید. بهار دوم رو شروع کردم ولی با تفاوتای چشمگیر. من سفره های عیدی و هفت سین را بهم میزنم. البته شیطون نیستم ولی کنجکاوم. جاتون خالیه از عیدی گرفتنا و بخور بخورا. من هفته قبل مریض شدم، مامانی 2 روز قبل عید و بابایی هم روز عید و جالبه که هر سه مون آمپول خوردیم.و هنوز هم با ویرووس سرماخوردگی در حال مبارزه ام. سرتون رو درد نیارم عزیزان سال خوبی داشته باشید.   ...
12 فروردين 1392

چند تا عکس

عکس های خبر ساز 1 - این عکس من و امیر حسین(هم پسر عمه و هم پسردایی) هستش که خیلی ها میگن من شبیه اونم. لبته عمو بزرگم هم ادعا کرده شبیه منه ولی عکسی از اون در دسترس نیست. آخه اون الان 50 سالشه . 2- من و محمد امین (پسر عمو هادی) که بلبل زبونه ولی الان مقابل من ساکته. 3- من و 2 تا پرنده خونه دوست بابایی (عمو جمیل) 4- بهار به علی آباد کتول رسید  ٥- بهار 1390 ...
25 اسفند 1391

ویروس ناشناخته

سلام بچه ها من این روزها با یه ویروسی در حال جنگیدنم که همه توان و نیروی من رو داره ازم میگیره تقریبا سه روزه تب های شدیدی میکنم که علتش رو اقای دکتر کشف نکرد. بچه ها ازتون میخوام که واسه همه نینی های بیمار و من دعا کنید تا از شر این ویروس  و همه ویروسهای بد دنیا در امان باشیم. ...
25 اسفند 1391

مسافرت بابا

سلام بچه ها ما چند روز خونه نبودیم. ممنون از اینکه به فکر ما بودین و برامون نظر گذاشتید ببخشید که نظرات تون دیر تايید شد بابایی بنا به دلایلی به مسافرت ٤ روزه به رشت رفته بود. من و مامانی خونه بابابزرگ بودیم. اایشاا... در اسرع وقت بهتون سر میزنیم.
9 اسفند 1391

پانزده ماهگی

تازه ها این روزا ماهگرد چهاردهمم داره پر میشه و به گفته شاهدان عینی من پیشرفته های عجیبی کردم: کلمات زیر رو دقیقا می دونم چیه کلید  نماز  الله اکبر   توپ کنترل   کتاب  تلفن  داد زدن  جوراب  شلوار و کلمات زیر رو میگم بابایی  مامانی       مممی = موبایل       آبه = آب         ام = غذا از من=اّمی           بیرون رفتن=ددّر        شیر=جیجی      جیز و جیش هم بلدم. تازه خودم به تنهایی از صندلی بالا میر...
25 بهمن 1391